السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

272

جواهر البلاغة ( فارسى )

و به او بگويند : چه غذايى ميل دارى تا ما بپزيم ؟ ابى الرقمع فقير بود و لباسى كه او را از سرما نگه دارد نداشت ، پس به آنان نوشت : أصحابنا قصدوا الصّبوح بسحرة * و أتى رسولهم إلىّ خصيصا قالوا اقترح شيئا نجدلك طبخه * قلت اطبخو الى جبّة و قميصا « 1 » ياران ما آهنگ خوردن صبحانه را در بامدادى داشتند ، فرستادهء آنان به‌طور ويژه پيش من آمد كه گفتند : چيزى را پيشنهاد كن كه براى تو خوب بپزيم ، در پاسخ گفتم : براى من جبّه و پيراهن بپزيد . « صبوح » : آنچه در بامداد نوشيده يا خورده مىشود . « اقترح » : پيشنهاد كن . « نجد » : به ضم اول متكلم مع الغير و مجزوم از باب افعال است . يعنى براى تو پختن آن را خوب و شايسته مىكنيم . « جبّه » : لباسى بلند و بىآستين است كه بر روى لباسهاى ديگر مىپوشند . خلاصه : در اين شعر به جاى « خيطوا » شاعر « اطبخوا » آورده است . و مانند سخن او : من مبلغ أفناء يعرب كلّها * أنّى به نيت الجار قبل المنزل كيست كه به همه تبارهاى يعرب ( عرب ) برساند كه من همسايه را پيش از خانه ساختم . « افناء » : جمع « فنو » و به معنى نسل‌ها ، توده‌ها و تبارهاست . « يعرب » : نام نخستين كسى است كه به عربى سخن گفت . مقصود سر دودمان عرب است . در اين شعر شاعر براى اختياركردن و برگزيدن همسايه ، واژهء « به نيت » يعنى ساختم را به كار برده است به جهت مجاورت با منزل . و مانند سخن او : ألا لا يجهلن احد علينا * فنجهل فوق جهل الجاهلينا « 2 » هان كسى بر ما جهل نورزد ( ستم نكند ) كه ما مرتكب جهلى بالاتر از جهل جاهلان مىشويم . در اين شعر مقصود از « نجهل » « نرّد بقوة و عنف » است يعنى با قدرت و شدّت به آنان پاسخ مىدهيم ، ليكن براى مشاكله با « يجهلن » به گونهء « نجهل » آورده شده است . و مشاكله در فارسى مانند :

--> ( 1 ) - يعنى براى من جبّه و پيراهن بدوزيد . شاعر دوختن را به لفظ پختن ذكر كرده است چون همراه پختن طعام آمده است . ( 2 ) - اين شعر از عمرو بن كلثوم است . نگاه كنيد به شرح المعلقات السّبع تبريزى ، ص 124 ، چاپ اروپا .